بررسی تهدیدهای نماینده قم؛ نظام برای بقا باید میلیون‌ها ایرانی را راضی کند نه متوهمان را!

اظهارات اخیر منان، نماینده مجلس درباره اجرای قانون حجاب با حواشی زیادی همراه بود.

عصرایران نوشت: محمد منان رئیسی که نماینده قم در مجلس است و ریاست ستاد انتخاباتی سعید جلیلی در قم را بر عهده داشت، در واکنش به عدم اجرای قانون ضد مردمی حجاب اجباری گفته است: “هسته سخت نظام” که سکه ۱۰۰ میلیونی و دلار ۱۰۰ هزار تومانی را تحمل می کنند، دلشان به این خوش است که اینجا دارد احکام خدا اجرا می شود. می گوید من گرانی را تحمل می کنم، زیر بار فشار اقتصادی له می شوم و پای جمهوری اسلامی ایستاده ام به خاطر انتساب جمهوری اسلامی به اسلام، به شریعت، به احکام اسلام.  اگر قرار باشد از اسلام تهی شود برای چه خون بدهیم، برای چه گرانی ها را تحمل کنیم؟

لذا این نکته مهم است که مردم – مردمی که پای انقلاب اند، هسته سخت نظام – نباید ناامید شوند. امیدوارم شورای عالی امنیت ملی فهم این موضوع را داشته باشد، که اگر بخواهد به این قصه [تعلیق اجرای قانون حجاب] ادامه دهد، هسته سخت نظام ناامید می شود. امیدوارم این قدر فهم داشته باشند. [خطاب یه سران قوا] شما دارید قانون را بی حیثیت می کنید؛ مگر اینجا جنگل است که شما بگویید من صلاح نمی دانم؟!

شما اگر احکام خدا را تعطیل کردید، مصلحت اندیشی بیجا کردید؛ گفتید «من اجرا نمی کنم»؛ آن وقت هسته سخت نظام ناامید می شود. اگر هسته سخت نظام ناامید شد و جدا شدند از بدنه انقلاب، یعنی رَحم اللهِ مِن یقرأ فاتحه مَع الصلوات.

درباره اظهارات ایشان چند نکته قابل تامل بسیار جدی است:

۱ – طرز تفکر افراطیون مبتنی بر این است که دهها میلیون  یک طرف اند و در طرف دیگر خودِ اندک شمارشان قرار دارند که نام شان هم هست “هسته سخت نظام” .

توهم بزرگ ترشان هم این است که فکر می کنند خودشان هستند که نظام را حفظ کرده اند و از این رو، جمهوری اسلامی را وامدار خود می پندارند. حال آن که واقعیت عکش این است و همین به اصطلاح هسته ها – که با نام های چنار و پاجوش هم شناخته می شوند – همه چیزشان را مدیون نظام هستند و اگر نبود نظام و ساختار فعلی، باید در گوشه عزلت روزگار می گذراندند چه رسد به این که راهی پارلمان شوند و سودای ریاست جمهوری به سرشان بزند و بعد هم به این نتیجه برسند که می توانند درباره نحوه لباس پوشیدن ۹۰ میلیون ایرانی هم تصمیم بگیرند و خلق الله را مجازات کنند و نام قانون من درآوردی شان را هم بگذراند قانون عفاف و حجاب (و چه مظلوم شده اند  این دو واژه از دست اینان!).

۲ – روی سخن با مردم متدین دلبسته اسلام نیست ؛ مخاطب کسانی هستند که به اسم شریعت، پله های سیاست و اقتصاد را ده تا یکی بالا می روند:بفهمید و آگاه باشید که مردم آگاه تر شده اند و می دانند که شما دغدغه دین ندارید؛ در این دنیا، افراد با روش های مختلفی امرار معاش می کنند، یکی کفاش است، یکی پزشک، آن دیگری تعمیرکار یخچال و همسایه اش معلم. شما بی هنران هم با دین کاسبی می کنید. همین است که یعضی هایتان موسسه هایی با عناوین مقدس زده اید و تونل زده اید به بودجه سالانه و هر سال هزاران میلیارد تومان پول بی زبان مردم را می گیرید و معلوم هم نیست خروجی تان برای اسلام و مسلمین چیست؟ بعضی هایتان هم چهره و ظاهر دینی درست کرده اید و وزیر و وکیل و مدیر و عضو هیات مدیره شرکت های دولتی شده اید و می دانید که هر چه بیشتر تظاهر به تدین و انقلابی گری کنید، بقایتان در خمره بیت المال، تضمین شده تر است.

شماها، اگر هیات می روید به نه به خاطر حسین(ع) که برای قیمه است و اگر اینجا قیمه نمی دادند و در دربار یزید می دادند، حتما آنجا بودید.

اگر بودجه تان را ندهند، اگر صلاحیت تان را برای مجلس تایید نکنند، اگر در مقامی که قرار گرفته اید مورد حساب کشی جدی قرار بگیرید، اگر جایی نظام و رهبری نظری خلاف دیدگاه شما داشتند، اگر روزی دیدید که برای بقا در نظام به جای رانت گرفتن باید هزینه بدهید،همین شما انقلابی نماهای دو آتشه یا شمشیر به روی همین نظام می کشید یا چنان خودتان را گم و گور می کنید که انگار از اول وجود خارجی نداشتید.

عبور از نظام، سرنوشت محتوم شما انقلابی نماهایی است که بیش از بقیه برای دین و نظام و اسلام، رگ گردن متورم کرده اید.

اگر شما خواهان بقای نظام هستید به خاطر این نیست این نظام خوب است و احکام شریعت را اجرا می کند و … بلکه مَثَل شما ، مثل انگلی است که به موجود  زنده ای چسبیده و برای تغدیه خودش خواستار زنده ماندن آن است. در هیچ کتاب و مکتب و منطقی هم به انگل نمی گویند هسته سخت آن موجود زنده.

۳ – جمهوری اسلامی، پیدایش و پویش خود را مرهون مردمی بوده که انقلاب کردند، در آن هشت سال جنگ، از جان و مال شان گذشتند، در همه بزنگاه ها پای نظام بودند، همه سختی ها و مرارت ها را تحمل کردند به امید این که چهار اصل مندرج در شعار بنیادین انقلاب شان یعنی “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” محقق شود. اگر کسی واقعاً نگران جمهوری اسلامی است باید بگوید نباید این مردم را ناامید کنیم ولی کسی که صورت مساله را درست نفهمیده باشد یا تجاهل کند، با وقاحت می گوید نباید هسته سخت را ناامید کرد! به راستی آیا بقای نظام باید در امیدواری دهها میلیون ایرانی جست و جو شود یا در امید بستن به افرادی مانند متحصنان حامی حجاب اجباری که بعد از ۴۸ روز داد و قال و هیاهو و تبلیغات و سوء استفاده از مقدسات تعدادشان از دهها نفر تجاوز نکرد که آن هم بنا بر اطلاعیه رسمی نیروی انتظامی، اکثرشان از قم آمده بودند و نماینده شان چنان می گوید هسته سخت نظام دلار ۱۰۰ هزار تومانی را تحمل می کند که انگار برای اکثریت مردم ایران دلار هزار تومان است و گرانی ها و فلاکت ها برای “هسته” هاست!

جناب منان! مگر در آن ۸ سالی که مردم بچه هایشان را جلوی گلوله می فرستادند، محاسبه می کردند که ما هسته سخت هستیم یا نه؟ مگر بمب های دشمن فقط خانه های متعلق به هسته سخت را بر سرشان خراب می کردند؟ مگر گرانی ها فقط برای هسته سخت است و پدران دیگر، جلوی فرزندان شان شرمنده نمی شوند؟ مگر این هوای آلوده را که دستپخت سوء مدیریت مزمن است را فقط شماها تنفس می کنید و بقیه مردم اکسیژن خالص تنفس می کنند؟ چطور شد که حالا حساب عموم مردم را از آنچه هسته سخت می نامید جدا می کنید و نظام را موظف می دانید که این اقلیت را راضی کند و الا جدا می شوند و فاتحه نظام خوانده می شود؟!

فهمیدن این نکته کار سختی نیست: جمهوری اسلامی برای بقا باید دهها میلیون ایرانی را راضی و امیدوار کند نه امثال دهها نفر متحصنی که متوهمانه فکر می کردند هم از اکثریت مردم ایران دیندارتر هستند و بیشتر می فهمند و هم از سران کشور.

تبدیل اصل “برای بقای حکومت، حمایت و رضایت اکثریت لازم است” به “برای بقای حکومت، حمایت و رضایت اقلیتی به نام هسته سخت لازم است” ، رکن اساسی براندازی است که به طرز آشکار و مجدانه ای از سوی انقلابی نماها پیگیری می شود.

۴ – نماینده قم در دفاع از قانون حجاب اجباری، دم از اجرای شریعت زده است.

اولاً آنچه در این قانون آمده، دستپخت معدودی نماینده است و نه حکم شرع ؛ پس بهتر است از توهم الوهیت بیرون آیند و تصمیم محفلی خود را دستور خدا معرفی نکنند.
ثانیاً اگر واقعاً دغدغه دین دارند، چرا سوزن شان فقط روی حجاب گیر کرده و درباره سایر دستورات اسلام، از جمله رعایت عدالت، وسواس در حفظ و هزینه کرد بیت المال، برخورد علی وار با مفسدان اقتصادی، تسهیل شرایط ازدواج جوانان، تامین معیشت مردم، رسیدگی به فقرا، مراقبت از محیط زیست، توجه به خواسته های اکثریت و … صمٌ بکم هستند؟!
اگر قرار بود هسته سخت به خاطر عدم اجرای احکام دینی ناامید و از نظام جدا شود، باید خیلی وقت پیش این کار را می کرد ولی کیست که نداند دغدغه شان اصلا دین نیست.

۵- خطاب به سران قوه گفته است: شما دارید قانون را بی حیثیت می کنید؛ مگر اینجا جنگل است که شما بگویید من صلاح نمی دانم؟!

خطاب به ایشان می گوییم: اگر قانون به معنای واقعی کلمه اجرا می شد و تنگ نظری ها در اعلام صلاحیت کاندیداها جای روح و متن قانون را نمی گرفت، الان شما نماینده مجلس نبودید بلکه منتخبان اکثریت روی آن کرسی های سبز نشسته بودند و در چنان وجهی، اساساً قانون عجیب الخلقه حجاب اجباری تصویب نمی شد که شماها پشت سرش پنهان شوید و قانون قانون کنید و خط و نشان بکشید!

قانون وقتی قانون است که توسط نمایندگان اکثریت و منطق با خواست اکثریت تصویب شود نه این که به جز عده ای معدود، همه رد صلاحیت شوند و آن عده معدود هم با رای اقلیت معدود وارد مجلس شوند و در کمیسیونی دور هم بنشینند و قانونی تصویب کنند که مردم نپذیرند و کارشناسان آن را ضد جامعه بدانند و سران کشور، آن را مخل امنیت. نام این پدیده، هر چه باشد، قانون نیست، ولو آن که بزکش کنند و لباس قانون بدان بپوشانند و به ضرب و زور و تحصن و تهدید به این که هسته سخت پشت نظام را خالی می کند، بخواهند تحمیلش کنند.

۶ – خدا کند “خود هستۀ سخت پندارها” لااقل برای یک بار هم که شده، صداقتش را داشته باشند و هر چه زودتر از نظام جدا شوند که هر چه اینان از نظام دورتر شوند، عقلانیت و عقلا و عموم مردم نزدیک تر می شود و نظام به ریل جمهور برمی گردد و حتی اسلامیت نیز بر مبنای قلوب همین جمهور و نه با قوانین تحمیلی قرون وسطایی، احیا می شود.

دیگر مطالب
ثبت نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.